لغات زبان تخصصی روانشناسی 8

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم



ارسال پاسخ
تعداد بازدید 604
نویسنده پیام
niloofar آفلاین


ارسال‌ها : 42
عضویت: 5 /3 /1393
محل زندگی: تهران

تشکر شده : 49
لغات زبان تخصصی روانشناسی 8
Echoic Memory:[align=-webkit-auto] حافظه‌ي پژواكي. حافظه حسي كه زماني كوتاه (2 تا 3 ثانيه) پس از يك محرك شنوايي مختصر دوام مي‌يابد.
[align=-webkit-auto]Ego: [align=-webkit-auto]خود، منف ايگو. فرويد در سال 1923 مدل ساختاري دستگاه رواني را با ايد و ايگو معرفي نمودو از نقطه نشر ساختاري، دستگاه رواني به سه حوزه تقسيم مي‌شود: ايد، ايگو، سوپرايگو، كه با اعمال متفاوت خود مشخص هستند.
[align=-webkit-auto]Ego Defense Mechanisms:[align=-webkit-auto] مكانيسم دفاعي ايگو. الگوهاي رفتار محافظتي ارگانيسم كه براي دفاع در مقابل آگاهي از آنچه اضطراب برانگيز است طرحريزي شده است.
[align=-webkit-auto]Elaboration:[align=-webkit-auto] بسط، تفصيل، پرداخت ماهرانه. در شناخت، هر فرآيندي كه بوسيله‌ي آن خاطره‌اي بخصوص براي يك محرك تعبير مي‌شود، گسترش مي‌يابد، و با ساير محرك‌‌ها ارتباط داده مي‌شود.
[align=-webkit-auto]Elaboration Rehearsal:[align=-webkit-auto] مرور ذهني تفصيلي.
[align=-webkit-auto]Electroconvulsive Therapy (ECT):[align=-webkit-auto] الكتروشوك، درمان با تشنج الكتريكي. الكتروشوك يكي از موثرترين روش‌هاي درماني در روان‌پزشكي است. معهذا، اين روش درماني از ابتدا مورد بحث و جدل بوده است. در آوريل 1938 يوگوسرلتي و لوسيويي ني اولين تشنج درماني را به انجام رساندند.
[align=-webkit-auto]Electroencephalogram (EEG):[align=-webkit-auto] الكترو‌آنسفالوگرام، الكتروآنسفالوگرافي. EEG در مطالعه بيماران مبتلا به صرع و مشكوك به اختلال تشنجي اهميت اساسي دارد. در ارزيابي آثار مغزي بيماريهاي سمي و متابوليك و در مطالعات اختلالات خواب نيز كمك كننده است.
[align=-webkit-auto]Emotion: [align=-webkit-auto]هيجان. از نظر تاريخي اين اصطلاح تعريف نا‌پذيري سماجت آميز خود را حفظ كرده است، در واقع هيچ اصطلاحي در روان‌پزشكي و روان‌شناسي نيست كه وسعت كاربرد و تعريف‌ ناپذيري آن اين چنين هماهنگ باشد.
[align=-webkit-auto]Emotional Intelligence:[align=-webkit-auto] هوش هيجاني.
[align=-webkit-auto]Encoding:[align=-webkit-auto] رمز گرداني. در نظريه اطلاعات، ارائه داده‌ها براي انتقال يا ذخيره سازي. در فن محاسبه، مرحله نهايي در تهيه مساله‌اي براي كامپيوتر.
[align=-webkit-auto]Engram:[align=-webkit-auto] ردّ . اين اصطلاح اول بار توسط لشلي (leshley) مورد استفاده قرار گرفت. منظور از ردّ عصبي تغيير پايدار يا نيمه پايدار در نسج عصبي است كه در نتيجه تحريك پديد مي آيد. هنوز روشن نيست از نظر بيوشيميايي مفهوم اين تغيير چيست.
[align=-webkit-auto]Episodic Memories:[align=-webkit-auto] حافظه دوره‌اي. نوعي حافظه كه در آن اطلاعات با \" بر چسب رواني \" در مورد مكان ، زمان و چگونگي ثبت اطلاعات ذخيره مي شود؛ يعني مطالب در حافظه به دوره هاي مشخصي مربوط مي گردند. مقايسه كنيد با semantic –memory.
[align=-webkit-auto]EQ:[align=-webkit-auto] مخفف educational quotient به معني بهرآموزشي . نسبت به سن زماني ضربدر 100.
[align=-webkit-auto]Equity Theory:[align=-webkit-auto]نظريه تساوي حقوق(عدالت). بر چسبي كلي براي طبقه اي وسيع از نظريه هاي روانشناختي اجتماعي كه رفتار را با توجه به مفهوم تساوي حقوق و رعايت عدالت توجيه مي كند ، يعني شرايطي كه در آنها پاداش افراد در يك گروه متناسب با مشاركت آنها و ميزان تلاششان به نفع گروه تقسيم مي شود. حرف عمده طرفداران اين نظريه اين است كه پديده هاي گوناگوني مثل فداكاري ،قدرت ، پرخاشگري،همكاري و نظاير آنها را با تحليل عدالت /بي عدالتي مي توان طبقه بندي كرد.
[align=-webkit-auto]Erogenous Zones: [align=-webkit-auto]نواحي شهوت زا. قسمت هائي از بدن كه تحريك آنها احساس هاي جنسي يا ها احساس هاي جنسي يا EROTIC به وجود مي آورد. گاهي EROTOGENIC ZONES ناميده مي شود.
[align=-webkit-auto]Estrogen: [align=-webkit-auto]استروژن. بر چسبي كلي براي گروهي هورمونهاي استروئيد وابسته كه بطور عمده توسط تخمدانها، و به مقدار كم قشر غده فوق كليوي توليد مي شوند. بيضه ها نيز به مقدار جزيي استروژن ترشح مي كنند. از انواع استروژن ESTRONE- ESTRADIOL و متابوليت آنها ESTRIOL است . استروژن ها مسئول رشد اكثر صفات جنسي ثانوي- رشد پستانها و آلت تناسلي و ذخيره شدن چربي – است، اما رويش موي زهار و زير بغل تحت تاثير آندروژن است. تغييرات دوره اي رحم نيز كه به عادت ماهانه مي انجامد تحت تاثير استروژن است.
[align=-webkit-auto]Etiology:[align=-webkit-auto] سبب شناسي. شاخه اي از علم طب مربوط به مطالعه علل بيماري.
[align=-webkit-auto]Expectancy Theory:[align=-webkit-auto] نظريه انتظار . يكي از چندين نام اطلاق شده به روانشناسي غايت نگر اي. سي . تولمن . فرض اساسي در اينجا اين است كه آنچه آموخته مي شود عبارتست از آمادگي براي رفتار در مقابل اشياء محرك به گونه اي كه انگار آنها نشانه هائي براي اشياء يا رويدادهاي ديگري هستند كه وقوعشان مشروط به رفتار مناسب است.
[align=-webkit-auto]Extinction:[align=-webkit-auto] خاموشي. خاموش سازي . اين اصطلاح به از بين رفتن نهايي يك واكنش شرطي بدون همراهي محرك غير شرطي مرتبا\" تكرار مي شود . خاموش معادل تخريب كامل واكنش شرطي نيست، اگر حيوان شرطي شده پس از خاموشي مدتي استراحت كنند، واكنش شرطي باز خواهد گشت اما ضعيفتر از پيش ، پديده اي كه به بازيافت نسبي مشهور است.
[align=-webkit-auto]

یکشنبه 26 مرداد 1393 - 21:47
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر
ارسال پاسخ



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :

Powered by Tem98 | Copyright © 2009 Rozblog Group